تبليغاتX
ღنوشته های خودمونیღ

daisygirl

صبا

daisygirl

http://daisygirl.blogfa.com

ღنوشته های خودمونیღ

ღنوشته های خودمونیღ

ღنوشته های خودمونیღ


چه مغرورانه اشك ريختيم
چه مغرورانه سكوت كرديم
چه مغرورانه التماس كرديم
چه مغرورانه از هم گريختيم
غرور هديه شيطان بود
و عشق هديه خداوند
هديه شيطان را به هم
تقديم كرديم هديه خداوند
را از هم پنهان كردیم.....

سلام...صبا هستم.به وبلاگ من خوش آمدید!!!
شبنم گمشده ای در بارون

ღنوشته های خودمونیღ

  » امروز  
  » پند امروز :

 

 

ღنوشته های خودمونیღ
شبنم گمشده ای در بارون

درباره وبلاگ



لينک دوستان


آمار و امکانات



تبليغات

تبليغات
محل تبليغ شما
گهتگوی گنجشک با خدا
موضوع: گفتگوی گنجشک با خدا

 

روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا

 

می گرفتندو خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: می آید ؛ من تنها

 

 گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم  که

 

دردهایش را در خود نگاه میدارد.

 

روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا  

 

می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: می آید ؛ من تنها

 

گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که دردهایش

 

را در خود نگاه میدارد.

 

و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست.فرشتگان چشم به

 

لب هایش دوختند، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود : با من توبگو

 

از آن چه سنگینی سینه توست.

 

گنجشک گفت  :  لانه کوچکی داشتم  ، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه

 

بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این طوفان بی موقع چه بود؟ چه

 

می خواستی؟ لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود ؟ و سنگینی بغضی راه

 

کلامش را بست.

 

سکوتی در عرش طنین انداخت فرشتگان همه سر به زیر انداختند.

 

خدا گفت:ماری در راه لانه ات بود. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند.

 

 آن گاه تو از کمین مار پر گشودی.

 

گنجشگ خیره در خدائیِ خدا مانده بود.

 

خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته

 

 به دشمنی ام برخاستی! اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی

 

درونش فرو ریخت ...

 

های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد ...


|+| نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان 1387 | نوشته شده توسط صبا
هدیه خدا
موضوع:

هدیه خدا

 وقتی خدا بخواهد برات هدیه ای بفرستد آن را داخل مشکلی میپیچد

 هرچه مشکل بزرگتر باشد هدیه تو هم بزرگتر خواهد بود.

 

آرزو

آرزوهاتو بنویس و یکی یکی از خدا بخواه. خدا یادش نمیره ولی تو یادت

میره که چیزی که داری آرزوی دیروز توست.


|+| نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان 1387 | نوشته شده توسط صبا
دریا
موضوع:

دریا صبورو سنگین میخواند و مینوشت :من خواب نیستم،                                      

خاموش اگر نشستم ،مرداب نیستم !                                                                          

روزی که برخروشم وزنجیر بگسلم ،روشن شود که آتشم و آب نیستم.


|+| نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1387 | نوشته شده توسط صبا

خدا کجاست؟

خدا در نسیمی که موهای تو را نوازش میکند ،

 

خورشیدی که تو را گرم میکند،بارانی که بر گونه هایت مینشیند،

 

در شمیم گلهایی که فضا را عطرآگین می کند،

 

درگلی که رایحه آن درهوا پراکنده میشود،

 

درهواییکه رایحه راهمه جاپخش میکند.

 

ابتدای هر فکر تو  و انتهای آخرین فکر توست،

 

فکر و ایده ایست که تابناکترین لحظه تو را درخشندگی میبخشد.

 

خدا شکوه ناشی از شکوفایی لحظاتت میباشد.

 

حالا وظیفه تو........

 

از همه فرصتهایی که تو را به خدا مربوط میسازد ،استفاده کن.

 

چه با دعا و نیایش،مراقبه یاحتی مطالعه و نوشتن...

 

یا هرآنچه را که تو را به خدایت برساند...

 


|+| نوشته شده در دوشنبه ششم آبان 1387 | نوشته شده توسط صبا
روزهای خوش
موضوع:

 

    روزهای خوش  

 بیاد روزهایی می افتم که با هم بودیم .  نمیدانم چرا مرا تنها

     

 گذاشتی  و رفتی و مرا با کوله باری سنگین از عشق در  بیابان

    

 

  تنهایی رها کردی.

      

آیا تو دلت میخواهد که مرا با این همه غم و محنت تنها بگذاری؟

    

تمام کارهای آن روز شاد در جلوی چشم من مجسم میشودو من

      

 در این فکرم که چرا این همه خاطره ها را با خود میبری.یادم هست

      

که با اشک و آه قسم خوردی و از من خواستی بی وفا نباشم.                                    

       

آیا وفای تو همین بود؟

       

دلم میخواهد فریاد بکشم و تو را بخواهم.

        

آیا به فریاد من جواب خواهی داد؟

 


|+| نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387 | نوشته شده توسط صبا

آسمونی

 وقتی کسی نیست که به اون فکر کنی به آسمون بیندیش چون در

آسمان کسی هست که به تو فکر کنه .

 

برهانم!!!

تا بال و پری بود ز دامم نرهاندی،اکنون رهاندی که مرا بال و پری نیست!


|+| نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 | نوشته شده توسط صبا
3جمله
موضوع:

نماز عشق

نماز عشق ترتیبی ندارد ،چرا که با نخستین  سر بر خاک نهادن دیگر برخاستنی           نیست......

 

هرگز

هرگز چشمانت را برای کسی که معنی نگاهت را نمی فهمد گریان نکن!!!

 

سخته

سخته یکی بهت بگه ستاره شو بچینمت یگم که بگذره  بگه دیگه نیا ببینمت.


|+| نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 | نوشته شده توسط صبا
دوست دارم
موضوع:

دوست دارم

 

اگر میدانستم این آخرین مرتبه ایست که تو را در خواب میبینم

 

 روی تو را خوب میپوشاندم و دعا میکردم خواب های شیرین ببینی..

 

 

 اگر میدانستم این آخرین مرتبه ایست که خارج شدنت را از خانه

 

  میبینم تنهایت نمیگذاشتم و با تو می آمدم...!                                                             

 

  اگر میدانستم این آخرین مرتبه ایست که صدایت را میشنوم

                

  تک تک کلماتت را ضبط میکردم و روزی صد مرتبه آنها را گوش میکردم

       

اگر میدانستم این آخرین مرتبه ایست که کنارت نشسته ام به جای

 

اینکه غرق در کارهای خود میشدم صد بار به تو ابراز علاقه میکردم

                 

 پس چون شاید فردا هرگز نیاید و فقط امروز را دارم میخواهم به تو

                                                   بگویم. . .

که چقدر دوستت دارم و هرگز فراموشت نخواهم کرد.


|+| نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1387 | نوشته شده توسط صبا
آدما...
موضوع:

خودت شو!!!

 

هرچند وقت بکبار،خودتو از خودت بخواه شاید گم شده باشی....

 

 

مخالفت

 

از مخالفت نترسید،چون بادبادک وقتی بالا میره که باد مخالف باشه.

 

 

ما آدما                                                            

ما آدما همیشه صداهای بلند و می شنویم ، پررنگها رو می بینیم و کارهای سختو دوست داریم ، غافل از اینکه خوبها آسون میان ، بی رنگ می مونن و بی صدا می رن !


|+| نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387 | نوشته شده توسط صبا
عشق
موضوع:

عشق ورزیدن را از کویر بیاموز که دریا بودنش را به آفتاب می بخشه.

عشق گلی است که اگر آن را به قصد تجزیه و تحلیل پرپر کنید، هرگز قادر نخواهید بود که آن را دوباره جمع کنید

عشق رازي است مقدس. براي كساني كه عاشقند،عشق براي هميشه بي كلام مي ماند؛اما براي كساني كه عشق نمي ورزند،عشق شوخيِ بي رحمانه اي بيش نيست

 


|+| نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387 | نوشته شده توسط صبا
3نکته
موضوع:

زندگی

 زنده بودن یه حرکت افقیه از گهواره تا گور، اما زندگی کردن حرکت عمودیه                   به سوی او.

 

شتاب ممنوع!!!

 در گفتن عیب کسی شتاب نکن ،شاید خدایش بخشیده!!!!!

 

هدیه

 چیزی که هستی،هدیه خدا به توست و چیزی که میشی هدیه تو به خداست،                      پس بی نظیر شو.


|+| نوشته شده در جمعه پنجم مهر 1387 | نوشته شده توسط صبا
هلا
موضوع:

تنها به تماشای چه ای ؟

 بالا،گل یک روزه ی نور.

 پایین ،تاریکی باد.

 بیهوده مپای،شب از شاخه نخواهد ریخت،دریچه خدا روشن نیست.

 از برگ سپهر ، شبنم ستارگان خواهد پرید.

 تو خواهی ماند،و هراس بزرگ. ستون نگاه و پیچک غم. 

بیهوده مپای.

 برخیز، که وهم گلی ،زمین را شب کرد.

 راهی شو،که گردش ماهی ،شیار اندوهی در پی خود نهاد.

 زنجره را بشنو؛چه غمناک است  و خدایی نیست  وخدایی هست و خدایی....

 بی گاه است، ببوی و برو،وچهره ی زیبایی در خواب دگر ببین.


|+| نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387 | نوشته شده توسط صبا
بدون که....
موضوع:

_  تمام گلهایی که در آینده خواهند رویید ، در دل تخمهای امروز نهفته اند.

 

_عطر گل رز همواره در دستانی که گل رو هدیه داده باقی میمونه.

 


|+| نوشته شده در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 | نوشته شده توسط صبا
زندگی
موضوع:

قلب کوچک

هرگاه احساس کردی که گناه کسی انقدر بزرگ است که نمی توانی او را ببخشی

بدانکه اشکال در کوچکی قلب توست،نه بزرگی گناه او.

 

 زندگی اجباریست!

 شاید اون روزی که سهراب نوشت: تا شقایق هست زندگی باید کرد،

خبری از دل پردرد یاس نداشت؛ باید اینجوری مینوشت:

هرگلی که باشی چه شقایق چه پیچک و یاس زندگی اجباریست.

 


|+| نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 | نوشته شده توسط صبا
دنیا...
موضوع:

آرزو

در این دنیا که مردانش عصا از کور میگیرند ،عجب خوش باورم

که آرزوی محبت دارم.

 

شکوه دنیوی

شکوه دنیوی همچون دایره ایست بر سطح آب که لحظه به لحظه

به بزرگی آن افزوده میشود و در اوج بزرگی هیچ میشود.

 

 خوبی

اگر آدم خوبی با تو بدی کرد،چنان وانمود کن که نفهمیده ای،

اون متوجه میشه و مدت زیادی مدیون تو خواهد بود.

 


|+| نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 | نوشته شده توسط صبا
واحه ای در لحظه
موضوع: واحه ای در لحظه

به سراغ من اگر می ایید،پشت هیچستانم.

پشت هیچستان جایی است،

پشت هیچستان رگهای هوا ،پر قاصدکهایی است 

که خبر می آورند،از گل واشده ی دورترین بوته ی خاک.

روی شنها هم ،نقش های سم اسبان سواران ظریفی است که صبح

به سر تپه ی معراج شقایق رفتند.

پشت هیچستان ، چتر خواهش باز است:

تا نسیم عطشی در بن بی برگی بدود،

آدم اینجا  تنهاست و

در این تنهایی ،سایه نارونی تا ابدیت جاری است.

به سراغ من اگر می آیید،

نرم و آهسته بیایید،مبادا ترک بردارد،

چینی نازک تنهایی من......

 


|+| نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387 | نوشته شده توسط صبا

 عاشق کسی شو که لایق عشق باشه نه تشنه عشق،                                          

 چرا که تشنه روزی سیر میشه.....


|+| نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور 1387 | نوشته شده توسط صبا
سکوت
موضوع:

 

 سکوت بهترین تفسیر دوست داشتن است ، مهم به باهم بودن نیست

 مهم به یاد هم بودن است.


|+| نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 | نوشته شده توسط صبا
دوستی
موضوع:

دوستی یه حادثه و جدایی یه قانونه،

همیشه حادثه آفرین و قانون شکن باش.

 


|+| نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 | نوشته شده توسط صبا
آسمانی باش
موضوع:

 

مانند آسمون بخشنده و مانند زمین افتاده شو ،رمز زندگی اینه....


|+| نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 | نوشته شده توسط صبا

آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ